
نخستین شغل هنوز دشوارترین شرط احراز صلاحیت است
گزارش کوتاه اکتبر سازمان بینالمللی کار، شیوههای استخدام را زیر ذرهبین میبرد؛ در شرایطی که جوانان برای کسب تجربهای که کارفرمایان میخواهند، با دشواری روبهرو هستند.
افزایش قیمت جهانی مواد غذایی در سپتامبر یک علامت هشدار است. توان مالی خانوار به زنجیره طولانیتری از هزینهها و درآمدها بستگی دارد.

هزینه هفتگی خوراک، مدتها پیش از رسیدن خریدار به صندوق فروشگاه شکل میگیرد. تغییرات نرخ ارز، حملونقل و درآمد خانوار، همگی میان قیمت جهانی یک کالای پایه و وعده غذایی قابلتأمین قرار دارند. شاخص سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد در سپتامبر بهطور میانگین ۱۳۶٫۰ بود؛ ۱٫۵ درصد بالاتر از اوت و ۵٫۸ درصد بالاتر از یک سال قبل. اطلاعیه ۲ اکتبر همچنان آن را ۱۵٫۱ درصد پایینتر از اوج مارس ۲۰۲۲ نشان میداد. این افزایش، به هزینه جهانی کالاهای پایه مربوط است؛ پیش از رسیدن غذا به سوپرمارکت، هزینههای بیشتری نیز به آن اضافه میشود.
پرسش دشوار برای دولتها این است که کجا مداخله کنند. خانواری که درآمد کافی ندارد، به پاسخی متفاوت از بازاری نیاز دارد که با کمبود حملونقل یخچالدار قابلاتکا روبهروست. استفاده از شاخص کالاهای پایه بهعنوان تشخیص کامل مسئله، این خطر را دارد که منابع صرف مشهودترین قیمت شوند، نه محدودیتی که عملاً راه را بسته است.
شاخص فائو پنج گروه کالای پایه را با وزنهایی متناسب با سهم آنها در صادرات ترکیب میکند. سبد خرید خانوار وزنهای متفاوتی دارد و هزینههای پس از عبور کالا از مرز یا خروج آن از مزرعه را نیز دربر میگیرد. این شاخص برای شناسایی فشار مشترک بینالمللی مفید است. قرار نیست تجربه قیمت مصرفکننده در تکتک کشورها را بازسازی کند.
واردکنندهای را در نظر بگیرید که همان مقدار غذا را با قیمت دلاری ثابت میخرد. تضعیف پول داخلی همچنان میتواند هزینه آن را به پول محلی افزایش دهد. سپس هزینههای حملونقل، انبارداری، فرآوری و خردهفروشی بر قیمت نهایی اثر میگذارند. در جهت عکس، ارزانترشدن غلات در بازار جهانی تضمین نمیکند که قیمت نان نیز به همان اندازه کاهش یابد. این اثرات احتمالی را باید در دادههای داخلی دنبال کرد؛ شاخص جهانی نمیتواند سهم آنها را در یک صورتحساب مشخص خرید تعیین کند.
بهروزرسانی سپتامبر بانک جهانی درباره امنیت غذایی، بخشی از این تصویر داخلی را فراهم میکند. این گزارش با اتکا به دادههای موجود تا ۱۶ سپتامبر، از تداوم فشار قیمتی در کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط رو به پایین خبر داد. بسیاری از آنها در دوره ژوئن تا اوت، تورم مواد غذایی بالاتر از ۵ درصد ثبت کردند. این ارزیابی، شرایط داخل کشورها را نشان میدهد و صرفاً تکرار شاخص جهانی کالاهای پایه نیست.
حتی نرخ تورم داخلی مواد غذایی هم بخشی از مسئله را نشان نمیدهد. این نرخ، تغییر قیمتها را میسنجد، نه اینکه آیا سطح اولیه قیمت قابلپرداخت بوده است یا نه. بنابراین کاهش شتاب تورم میتواند با تداوم دشواری معیشتی همراه باشد. آهستهترشدن افزایش قیمتها به این معنا نیست که توان بودجه غذایی خانواده احیا شده است.
گزارش جداگانهای از سازمان ملل که در ژوئیه منتشر شد، تصویر مستقیمتری از توان مالی ارائه میکند. این گزارش میانگین جهانی حداقل هزینه یک رژیم غذایی سالم را در سال ۲۰۲۵ برای هر نفر در روز، ۴٫۲۸ دلار برابری قدرت خرید برآورد کرد؛ در مقایسه با ۳٫۴۴ دلار در سال ۲۰۲۱. بااینحال، شمار برآوردی افرادی که توان تأمین آن رژیم را نداشتند، در همین دوره از ۲٫۹۷ میلیارد به ۲٫۶۹ میلیارد کاهش یافت.
این دو معیار میتوانند در جهت مخالف حرکت کنند، زیرا توان مالی، هزینهها را در نسبت با منابع موجود برای پرداخت آنها میسنجد. اگر منابع افراد بهاندازه کافی بهتر شود، سبد غذایی مغذیِ گرانتر میتواند برای افراد بیشتری قابلتأمین شود. ارقام کل جهانی این تصویر کلیتر را نشان میدهند، اما سهم تغییرات درآمدی و سیاستهای مشخص را روشن نمیکنند.
رقم برابری قدرت خرید نیز مبلغی نیست که هر خانوار بتواند با نرخ ارز بانکی خرج کند. این مقایسه برای قدرت خرید تعدیل شده است. معیار مزبور به مواد غذایی موجود در محل مربوط است که نیازهای تغذیهای را تأمین میکنند؛ بودجه کامل خانواده نیست.
تصویر منطقهای کمتر اطمینانبخش است. گزارش ژوئیه برآورد کرد که ۶۶٫۶ درصد جمعیت آفریقا در سال ۲۰۲۵ توان تأمین رژیم غذایی سالم را نداشتهاند. همچنین بر هزینههای انتقال و جابهجایی مواد غذایی پس از تولید، از جمله لجستیک و زنجیره سرد، تأکید کرد. با وجود بهبود جهانی، شکاف بزرگی در توان تأمین رژیم غذایی سالم میان مناطق باقی است.
پاسخ سیاستی باید به نوع محدودیت بستگی داشته باشد. اگر خانوارها قدرت خرید کافی ندارند، حمایت درآمدی هدفمند مسئلهای متفاوت از بهبود شبکه انبارداری را حل میکند. اگر مواد غذایی فسادپذیر بهطور قابلاتکا به مصرفکننده نمیرسند، بهبود توزیع حتی در صورت کافیبودن عرضه غلات اصلی میتواند مهم باشد. هر مداخله به شواهدی درباره بهرهمندان و هزینه آن نیاز دارد.
یارانههای فراگیر قیمت میتوانند هنگام خرید تفاوت محسوسی ایجاد کنند، اما هزینه بودجهای و نحوه توزیعشان شایسته بررسی است. برنامهای که به خانوارهای خریدار غذای بیشتر، یارانه بیشتری میدهد، لزوماً بهترین حمایت برای کمبودجهترین خانوارها نیست.
افزایش سپتامبر سزاوار توجه است، اما پاسخ موفق باید به سفره برسد. این یعنی بررسی اینکه خانوادهها با درآمد باقیمانده پس از دیگر نیازهای ضروری، کدام غذاها را میتوانند بخرند و هزینهها در کجای مسیر بازار انباشته میشوند. کاهش شاخص جهانی خبر خوبی خواهد بود. اما این پرسشها را همچنان باز میگذارد.